دستهایی با بوی نامطبوع که دنبال «پولهای تمیزند»
خبرگزاری فارس_تبریز؛ کتایون حمیدی: همین چند روز پیش بود که پدربزرگ پشت چهارچوب پنجره رو به حیاط، خیره به نقطهای ایستاده بود و همه آن ابروان به هم پیوسته سفیدش را در هم کشیده و زیر لب داشت یک چیزهایی میگفت! معلوم بود عصبانی است؛ نزدیکتر رفتم تا دلیل این همه اخم و تَخماش را







