حسین مهرنگ در گفتوگو با تبریز یازار اظهار داشت: اشعار شهریار چه در محور عمودی (وابستگی مفهومی ابیات به همدیگر) و چه در محور افقی (تلفیق و تالیف واژگان)، بی هیچ تردید، غزلی حافظانه و محصول دلباختگی معنوی بهجت تبریزی به حافظ شیرازی است.
وی افزود: نگرشی ژرف در ساختار ابیات و استخدام واژگان از سوی شهریار شاید بتواند درستی این مدعا را به اثبات رساند، واژگانی چون صلا، صبوح، ساز زهره، نگین جم، اسم اعظم و … که همگی از پر بسامدترین واژگان سروده های رند شیراز هستند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه عرفان شهریار از نوع عرفان سنایی و عطار و مولانا نیست و اصولا نمی توان شهریار را در شمار شاعران عارف قرار داد، تاکید کرد: اما همین شهریار عاشق و نه عارف، در برخی از سروده ها و ابیات خود، لحظه های ناب عرفانی ثبت کرده است که نشان از وابستگی او به عالم ملکوت دارد.
وی ادامه داد: نظام فکری شهریار چه از دید عمل و چه از بعد نظر، او را از شاعران عارف متمایز می کند، شهریار عارف خانقاهی نیست و روح بلند او در محدودیت های زمانی و مکانی نمی گنجد، اما عطر دلاویز عرفان از لابه لای سروده های او پیوسته جان مشتاقان را سرمست می کند.
مهرنگ اظهار داشت: یکی از شگفت انگیزترین بیان های شهریار توجه او به “آه”ی است که از سر حسرت از دل برمی آید ، او “آه” حسرت را حبل المتینی می داند که موجب برافرازی درفش عزت و کرامت معنوی انسان می شود.
وی افزود: در چشم توحیدی شهریار در عالم جز نغمه ناب حق، نوای دیگری طنین انداز نیست، هرچند زیر و بم این نغمه متفاوت به گوش می رسد.
مهرنگ تاکید کرد: استاد هنرمند یک موسیقی دان تمام عیار است، او که خود دستی در ساز و آواز داشت و سال ها در حضور استاد ابوالحسن خان صبا، مشق سه تار کرده بود، در جای جای اشعارش، آگاه یا ناخودآگاه، ذوق و دانش موسیقیایی خود را به رخ می کشد و با آوردن واژگان و ترکیباتی چون ساز مرغ سحر، سرود بدرقه ی شب، درای قافله صبح، ساز زهره، آهنگ ترکناز، شور و نوا، سوز و ساز، نغمه ی زخمه، زیر و بم، پرده هوا، ره ، شور و شهناز ، خواننده خود را در سالن واژگان می نشاند و خود چوب رهبری در دست ارکستر به شکوه واژه ها و ترکیبات را به نوا در می آورد.
انتهای پیام/۶۰۰۳۴

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0